آواز قو
آواز قو
چه بخشنده خدای عاشقی دارم که میخواند مرا با اینکه میداند گنه کارم.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط شهربانو |

........................جز نام خدا واژه ای برای آغاز نیست......

......عبور باید کرد

صدای باد می آید .عبور باید کرد...

                         و من مسافرم .ای بادهای همواره !

                                    مرا به وسعت تشکیل برگها ببرید.

                                                 مرا به کودکی شور آب ها برسانید...                                      

موضوع :

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 بهمن 1391 توسط شهربانو |

با سلام و نام ویاد خدا

*خوشبخت کسی است که از سرنوشت دیگران پند گیرد.

*فرصتها مانند ابر میگذرند کاری را برای فردا مگذار که هر روز تکالیف خود را در بر دارد.

*حسد زندان روح است و آفت سخن دروغگویی، خدایا ما را از این آفات دور کن.



ادامه مطلب...

موضوع : متن دل

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 بهمن 1391 توسط شهربانو |

باسلام ویاد خدای متعال.

روزها ازپی هم میگذرد ،چشم برهم میزنیم ،برگهای تقویم ،همچو برگهای سبز ونارنجی و قرمز وقهوه ای درختان پرپر شده وما ماندیم..........با کوله باری از خاطرات تلخ وشیرین ،و پس از آن هم روزهای،سرد ونیم گرم زندگی....... ولی به امیدی که هست امید واریم  نا امید نشویم.........



ادامه مطلب...

موضوع :

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن 1391 توسط شهربانو |

بانام ویاد خدای مهربان....سلام عزیزانم..

امروزهم سه شنبه است ،و یکی از روزهای بسیار خوب خدا.......

هر روز خدا ،پر از نعمت وخوبیهاست......ولیکن ،من روز سه شنبه رو خیلی دوست دارم......



ادامه مطلب...

موضوع :

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 بهمن 1391 توسط شهربانو |

باسلامی دوباره ...ویادی از پروردگارم....امروز شصتمین گلبرگم رو قلم زدم.................................

بسی ،خوشحالم .....وافتخار میکنم که خدا خودش کمک کرد تا حافظه یاری کند .مشاعرم افاقه کند تا بنویسم..........در ضمن خواستم بگم الان  یکسال است ،که توی این وبلاگ مینویسم......هشتم بهمن سال هزار و سیصدو نود شروع کردم......امروزهم هفدهم بهمن میباشد.......خدایا سپاس......



ادامه مطلب...

موضوع :

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 بهمن 1391 توسط شهربانو |

سلام ویاد حدای مهربان....

امروز سه شنبه است.......من سه شنبه هارو دوست دارم.....اگر هفته رو مثل عمر هر شخصی قسمت کنی ،سه شنبه مثل جوانیه ......اول هفته تا سه شنبه کودکی وخردسالییست.....سه شنبه جوانی و...جهارشنبه وبقیه روزها ایام میانسالی ،وکلان سالی......من امروز باسه شنبه احساس میکنم که جوانم.......جوانم...................................



ادامه مطلب...

موضوع :

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 بهمن 1391 توسط شهربانو |

 با سلامی گرم وامید به خدای مهربان .........

زیبا روزی را شروع کردم .زیبا چون ،امید در وجودم ،به انتظار نشسته......انتظار زیباست ،اگر هدف  داشته باشه .چه هدفی بالاتر از وجود مقدش آقا امام زمان.آقا ظهورت را درانتظاریم......رخ بنما .........



ادامه مطلب...

موضوع :

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط شهربانو |

سلام....نام خدا زینت بخش تمامی نوشته ها ........پس بسم رب الشهدا وصدیقین.

عیدتون مبارک......هفته ی خوبی رو پشت سر گذاشتم........

روز شنبه ،میهمان داشتیم برادر همسرم وهمسرشون تشریف آوردند.تا غروب پیشمون بودند.بعداز آن مابردیمشون رسوندیم.....روز یکشنبه ،غروب رفتیم قم مهدیه جان وفاطمه هم باما اومدند/.شب ساعت ١١رسیدیم ،کمی معطلی بابت  خرید واعاده نماز تو،راه داشتیم..دختربرادرم وهمسرشون که پسردایی من هستند،میزبان ما بودند.مدام باهم در تماس بودیم .وقتی رسیدیم اول ورودی شهر منتظربودند بر ای استقبال تشریف آورده بودند ،مارو شرمنده ادب ونزاکت خودشون کردند........................تاباشد که جبران کنیم.....کلی خوش وبش..............شام وپذیرایی .به علت خستگی ،تا فردا استراحتی داشتیم ......فردا برای زیارت وفاتحه ی اهل قبو ر،عازم شدیم .موقع فاتحه خوانی ،کلی با پدر ومادر وبرادرم وعمه وبرادرزاده هام صحبت کردم .....آخه جایی که والدینم به خاک سپرده شدند ،امامزاده ای از فرزندان امام موسی بن جعفر میباشد وعمه وبرادرم با مریم ومسعود هم همان جا کنار هم آرمیدند.....برادرم وفرزندانش وعمه ی مهربانم براثر تصادف جان سپردند  ،مهر ماه سال شصت،بدترین روزهای عمرم........................................ 



ادامه مطلب...

موضوع :

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط شهربانو |

سلام ،بانام خدای مهربان......

صبح آدینه زمستانیتان بخیر.

دعا میکنم ،زیراین سقف بلند،هرجا که هستید ،یا که خسته شدید،یاکه خدای ناکرده پر ز غصه شدید..دستی از غیب،به دادت برسه،و چه زیباست که این دست ،دست خدا باشد و بس،زیرا (یدالله فوق ایدیهم)

حالا بریم به ادامه مطلب



ادامه مطلب...

موضوع :

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط شهربانو |

سلام.......بانام ویاد خدای همیشه مهربان.....

عزیزان خوبین؟منم به شکرانه خداخوبم.....

دیروز نسرین گفت که مه یاسم از بیمارستان مرخص شده.......میخواستم برم بیمارستان که خبر داد......و گفت امیرطاها رو محمد از مدر سه میاره خونه نگران نباشید.....چون هدا میخواست بره امیرطاها روبیاره......

دیشب ،باباجون رفت مهیاس گلی روسرزد اومد میگفت بچه ام خیلی ضعیف شده سرفه میکنه ولی کمتر.....

خدارو شکر بخیر گذشت.

 



ادامه مطلب...

موضوع :

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 بهمن 1391 توسط شهربانو |

بانام ویاد خدای مهربان

سلام ..............امروز هم یکی از روزهای خوب خداست.

دیشب رفتیم دیدار یکی از دوستان ،تازه از بیمارستان به منزل برگشته ،ایشان مرا خاله وهمسرم را عمو صدا میزنه.چون از بچگی ایشون وخانواذه اش باما صمیمی بودند.ومن خیلی بهش علاقه مندم ......البته الان دارای خانواده  وعروس

هستند .ولی ما هنوز باهم در رفت وآمد هستیم .وایشون از جانبازان جنگ تحمیلی ودفاع مقدس می باشد .اگر یادتون باشه چندی پیش گفتم عروسی فرزندشون توی کوهساران جاده چالوس رفته بودیم،عروسی سالمی گرفته بودند.

حال بگذریم.....اینکه مطر ح کردم زجری که این جوون میکشه وسالی یکبار در بیمارستان بقیه الله بسنری میشه وشوک مغزی میبینه.....

به امید خدا که حالش خوب بشه.......سماهم دعا کنید.........

الان نسبتا بهتره.........

خانواده اش خیلی سختی میکشند.خدا کمکشون کنه......

خوب  بجه ها اومدند باید برم.....حسنا سادات و فاطمه ومهدیه سادات از قبل خبر دادند که دارند می آیند.....



ادامه مطلب...

موضوع :

صفحه قبل 1 ... 3 4 5 6 7 8 9 ... 12 صفحه بعد
درباره وبلاگ

الهی بهشت بی تو زندانی است و زندانی به زندان بردن نه کار کریمان است.

RSS

آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
آمار
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 21 نفر
بازديدهاي ديروز : 28 نفر
بازدید هفته قبل : 49 نفر
كل بازديدها : 125995 نفر

POWERED BY
NiniWeblog.com