گلبرگهای تنهایی18
سلام سلامی که ازعمق صمیمیت وصفای وجودم براتون میفرستم..................................امشب شب سرزدن به عواطف خفته در خاک. امروز تقریبا بیشتر استراحت کردم .ولی دیگه تحمل رختخواب رو نداشتم .به هر ترتیب بود پاشدم ونسبتا بهتر شدم . مه یاس اومد پیش نیاز وبا هم حسابی بازی کردند ....حسنا ومحمد نیامدند ................. حتما رفتن تهران . دلم براش تنگ شده .ی روز اگر نبینمش .دلم میگیره..هرکدومشون همین جورند .وقتی میان پیشم تمام دلتنگیهام .فراموشم میشه.............. اما وقتی نیستن ....................فکر وخیال ....................... خدایا دلبستگیهامو ازم مگیر ...خدایا...
نویسنده :
شهربانو
1:23

