آواز قو

گلبرگهای تنهایی18

سلام سلامی که ازعمق صمیمیت وصفای وجودم براتون میفرستم..................................امشب شب سرزدن   به عواطف خفته در خاک.   امروز تقریبا بیشتر استراحت کردم .ولی دیگه تحمل رختخواب رو نداشتم .به هر ترتیب بود پاشدم ونسبتا بهتر شدم .   مه یاس اومد پیش نیاز وبا هم حسابی بازی کردند ....حسنا ومحمد نیامدند .................   حتما رفتن تهران .   دلم براش تنگ شده .ی روز اگر نبینمش .دلم میگیره..هرکدومشون همین جورند .وقتی میان پیشم تمام دلتنگیهام .فراموشم میشه..............   اما وقتی نیستن ....................فکر وخیال .......................   خدایا دلبستگیهامو ازم مگیر ...خدایا...
23 تير 1391

گلبرگهای تنهایی16

به نام نامی خدا.       به سبحان ورحمان ورحیم . دیروز روز تولد یوسف رهرا گل نرجس عشق منتظران. مهدی موعود بود.   مسلمین پراز شادی ونور بودند.غرق سرور بودند.بهر تعجیل درظهورش همگی درحال دعا ..................................   آقا دلم هر لحظه درالتهاب .آقا کی میآیی؟آقاآمدنت شده آرزویی برای دل تب دارم........   دیروز به مناسبت ولادت پر افتخار ناجی جشنی منزل محمدم برفرار بود .   دوستان...........و اقوام ................آشنایان گرد هم  آمدند .ودعا کنان .برای سلامتی و ظهو ر سرور وسالار مسلمانان  دعا کردند . کشف کردم که چه کسی برام  نظر گذاشته ...........
16 تير 1391

گلبرگهای تنهایی 1

پروردگاراشب شدغصه هام پرپرم کرد قلبم مالامال ازاندوه شد اماروسیاهم توان گفتن ندارم توخوددانی ازدرددرونم ازززناملایمات وجودم ولی میدانم توخدارودارم به مشکلم میگم من خدایی مثل تودارم دیگرچراناراحتم .........خدایابه فریادم برس خدایااصلامن فریهدرسی ندارم چون نیازی به فریادندارم............زیراتوخودآرامترین نجواهارامیشنوی حدایاتوشنوایی بصیری وبینایی خودت کمکم کن..........  خدایابارالاهازیباتر ین ودوستداشتنی ترین نعمتهای دنیاازآن من است زیراتوخلقشان کردی .خدایاای خالق هستی:دنیابرایم تنگه تنگه بیقرارم لحظه ای ارام ندارم درماندهای بیش نیستم. اماجزتوکسی ندارم امیدم تویی آرام وقرارم تویی همه وجودم سرشارازامیدتوست>>.>....حدای ...
16 تير 1391

گلبرگهای تنهایی15

الهم عجل لولیک الفرج امشب .....شب ولادت مولایم مهدی صاحب ال امر می باشد .......... با کدام آبرویی؟روز شمارش باشیم . عصرهامنتظر صبح بهارش باشیم..سالها منتظر سیصد و اندی مرد است.آنقدرمرد نبودیم که یارش باشیم.....   عمریست که از حضورش جا ماندیم.در غربت سرد خویش تنها ماندیم.. او منتظر ماست که برگردیم.. ماییم که در غیبت کبری ماندیم...........   گفته بوم گر بیایی مقدمت را گل فشانم .... گل چه قابل ..... مهربانم چشم هایم فرش راهت . از کوی صفا بوی وصال آمده امشب .. زیبا صنمی ماه جمال آمده امشب.... پیچیده به شهر نبوی عطر محمد .. بر چشمه جان آب زلال آمده امشب ......   پیک صبا دارد لب از شوق ...
15 تير 1391

گلبرگهای تنهایی14

بانام ویاد خدا. زندگی جذبه دستی است که می چیند. زندگی نوبر انجیر سیاه :دردهان گس تابستان است. زندگی :بعد درخت است به چشم حشره . زندگی تجربه ی شب پره درتاریکی است.       زندگی حس غریبی است که یک  مرغ مهاجر دارد.........     زندگی سوت قطاری است .که درخواب پلی می پیچد..                                                      &nbs...
14 تير 1391

گلبرگهای تنهایی13

     .....خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند.                                                                        و دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست . نه!وصل ممکن نیست.                 همیشه...
13 تير 1391

گلبرگهای تنهایی9

سلام باتبریک تولد چهارمین اختر تابناک امامت امام زین العابدین زینت دهنده نورامامت. امروز والان تنهای تنهایم سیدم رفته مسجد سخنرانی آقای دانشمند جمال رفته کمک جواد عزیزم رفته بیرون مهدیه وفاطمه وپگاه دوست فاطمه جان رفتن پیاده روی...... منم خونه باهمه دلتنگیهام ..................خدایا رهایم مکن......نجاتم بده گریه امانم نمیده ......بی اختیار اشکم میریزه ........دلم خیلی گرفته .......چه کنم.........باز هم به خودتناه میبرم ......خدایا دستم بگیر ......پروردگارا ....مهربانم.........ای همه وجودم .......پناهم ......مرا رها نکن......... قرارم این بوده که فقط از خودت نتیجه بگیرم........خودت گفتی ....ادعونی استجب لکم ....پس حالا خودت استجابتم ک...
13 تير 1391

گلبرگ های تنهایی12

.........به نام حق و حقیقت .          .....و تو این را بگو.     آیا ماهمه ی راه را          برای ولادت بود که پیمودیم  یا......مرگ؟ به قطع ولادت بود!                           و قطعا مرگ هم تولدی دیگر ................. امرور هم یک شروع  دیگر. شروعی  با امید واستعانت بدرگاه ایزد متعال........... ......من مادرم .مادر یعنی ....برای خود نبودن ...نمیدانی گریستن  یا خندیدن !کدامین آرام...
13 تير 1391

گلبرگهای تنهایی11

باسلام یاد خدای مهربانم..... ......حرفها دارم. باتو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم.... و زمان رابا صدایت می گشایی.. چه تو را   دردی است .کزنهان خلوت خود می زنی آواز و نشاط زندگی را از کف من می ربایی ......   پنچشنبه رفتیم بهشت زهرا..فاتحه خوانی مزار احمدهم رفتیم . بعدش رفتیم محل کار بابا وبا بابا رفتیم.باغ رستوران.افراد فامیل بودند .پسر عموها پسر خاله های بابا. وآخر شب برگشتیم.مهدیه نیامد.جمالدین هم نیامد .شب که برگشتم دست جمال پانسمان بود.پرسیدم چی شده. اول تفره رفت.بالاخره گفت پالت افتاده رودستم.به خیر گذشت.   جمعه هم محمد وحسنا اومدند پیشمون......امروز شنبه رفتند .منزلشون........   هدا مهمون...
11 تير 1391

گلبرگهای تنهایی10

باسلامی پراز دوستی ....پراز امید......پراز شادی ......پرازتوکل به خدای احد وباقی دیشب خونه من پراز نور بود وامید ..........برادرم اومده بود دیدنم ...همه شاد بودیم میگفتیم .میخندیدیم محمد وحانواده اش...........جلال وخانواده اش.........هدا وخانواد اش........مهدیه وخانواده اش......حسنا وخانواده کوچکش.......وماهمگی ........شاد دور هم........  ازخداخواستم که خدایا همه مردم شاد باشند .......آمین   دیدن برادرم که دویاسه هفته ای میشد ندیده بودمش....               شادی خاصی روبرام تجدید کرد.... یادپدرندیده ومادرعزیزم که  بهمن   سال   74 ازدست د...
10 تير 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آواز قو می باشد