آواز قو

گلبرگهای تنهایی 42

سلام.....به نام ایزد یکتا خداوند رحمان.              من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خودرا                     به یک پرواز بی هنگام،کردم مبتلا خودرا                           نه دستی داشتم بر سر،نه پایی داشتم در گل                       &...
8 آبان 1391

''گلبرگهای تنهایی44

با نام ویاد خدای مهربان.........  انالله واناالیه راجعون....... بگذارتا بگریم چون ابر دربهاران... کزسنگ ناله خیزد روز وداع یاران...... خداوندا،هرگاه دلم رفت ،تا محبت کسی را به دل بگیرد ،تو اورا خراب کردی ،به هرکه و هرچه دل بستم ،تو دلم راشکستی..........  خدایا!تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم.وبه جز تو آرزویی نداشته باشم،خدایا ترا برهمه این نعمتها شکر می کنم.......شهید دکتر مصطفی چمران........برادربزرگوارم حاج عباس به لقاءلله پیوست.....روحش قرین رحمت ،الله باشد........                  ...
2 آبان 1391

گلبرگهای تنهایی43

سلام سلامی پراز امید وآرزو ..... روزهای پاییزی زیبایی خاصی داره.....یه روز آفتابی .....یه روز ابری وغبار آلود.......یه روز شاد و یه روز غمگین .......یه روز کمی سرد ....... امان ازین بوی پاییز وآسمان ابری، وباد ،رقص برگهای رنگارنگ ،سبز وزرد ونارنجی وقرمز ،و دل بیقرارمن........ که آدم نه خودش میدونه و نه دیگری..........فقط میدونی که هرچه هوا سردتر،و دل بیقرارتر.......چشمت به راه تا معجزه ای رخ دهد،تا زمستانی رابه آرامش،منتظربهاری دگر باشی.تولدی دگر،مرگی ورستاخیزی زیبا..... توی پست قبلی،از مناسبتها و اتفاقات گفتم .ولی کامل نگفتم.مهر ماه مهربانیها .................ماه خوبیها ،ماه زیباییها......... این ماه ،برای من پر از مناس...
1 آبان 1391

گلبرگهای تنهایی 41

سلام سلامی پر از شادی...... خدایا بارالاها.......شکرت ....از لطفهای خفیه ی تو سپاسگزلرم..... کارها وامورات با ترتیب خودش جریان پیدا میکنه...... امروز سید جلالم،زنگ زد وگفت ماشینم خراب شده .و اکیب امداد  خانواده تشکیل شد وبا ماشین جمال جان وبابا رفتند ماشین رو بکسل کردند ........وبردند تعمیرگاه. عاطی جان اطلاع داد ثنا سادات تب کرده.......شاید برای دندانش بوده.......   خدایا رضایم به رضای تو.......... راستی بیستم شهریور تولد سید جلالم میباشد ....... مامی جان تولدت مبارک......     عزیزم ،شب بیستم شهریور سال ٥٨ خدا توعزیزرو به ما هدیه کرد ........مصادف با رحلت آیت الله طا...
17 مهر 1391

گلبرگهای تنهایی38

سلام...سلامی پراز امید ....سلامی پراز آرزوهای خوب برای شما عزیزان... این روزها خیلی شلوغ پلوغه .....چرا ؟آخه ماداریم جابجا میشیم..... وسایلها بسته شده ......آماده زندگی توی ی خونه ی دیکه ..... وقتی تنهاترم با درودیوارای خونه صحبت میکنم ...... از اتفاقهای خوب .....اتفاقهای بد .......براش یاد آوری میکنم... اتفاقهای خوب .......سفرهای خوب ......ازدواج سیدجلالم....ازدواج هدهدم ......ازدواج حسنا خانومی....... بدنیا اومدن امیر طاهای عزیزم......مه یاس گلی.....فرزاندان محمدم. بدنیا اومدن نیاز گل پیازی.....فرزند هداسادات وجواد جان. تولد ثناسادات.فرزند سید جلالم وعاطی جون...... برگشت مهدیه سادات  وفاطمه ی عزیزم...
17 مهر 1391

گلبرگهای تنهایی40

سلام...سلامی از عمق قلبم برای دوستانم اهدا میکنم........توی این مدت همش به شماعزیزان فکر میکردم....وشماهم منو شرمنده کردین با نظرات قشنگو واحوالپرسیهاتون .خدایا متشکرم از نعماتی که به من بخشیدی...... ده یا دوازده روزی میشه نقل مکان کردیم.ولی هنوز مستقر نشدیم،چون منزل جدید هنوز گاز وبرق مستقلی نداره ودر حال راه اندازی میباشد ،ماهم میهمان منزل هدا جان وحسنا جان هستیم....وهمه در زحمت ..... خدایا خودت کمک کن .من خیلی خجالت میکشم.محمد وحسنا خیلی زحمت کشیدن د تا ما احساس راحتی داشته باشیم.....همین طور هدا جان وجوادجان طفلکیها خیلی تو زحمت افتادند......بچه هاطوری باما رفتار کردن که  ما بیشتراحساس  شرمندگی داریم چون آرا...
16 شهريور 1391

گلبرگهای تنهایی39

سلام...... به یاری خدای مهربان...عمری سپری شد.ودل ما ..... امروز کاملا وسایل منزل انتقال داده میشه..ودیروز سیدجلالم با سید تقی ،ازصبح زود رفتند منزل جدید رو تمیز کردند وما هم جمع وجو میکردیم......مقداری ازوسایل باماشین مهدیه چ ان وسید جلال برده شد و لوازم سنگین وبزرگ هم قراره که ساعت هشت ونیم به بعد با کارگر و کامیون جابجا بشه....به امید خدا...... هنوز کلی وسیله مونده که بسته بندی نشده.....خدایا خودت کمک کن.... من از آخرین وقتها استفاذه کردم......شاید تا چند روز نتونم بیام ..... ولی برای همه تون آرزوی سلامتی وتندرستی میکنم........ ...
4 شهريور 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آواز قو می باشد